القاضي سعيد القمي
مقدمه 27
اسرار العبادات و حقيقة الصلوة ( فارسى )
شرعيه داشته أيها القاضي بقم قد عزلناك فقم مصداق ديگرى داشته وأو قاضى معزول نبوده هرچند دولت مستعجل بوده است زيرا تا آنجا كه من مىدانم در حدود يكهزار وصد در أصفهان مىزيسته مطابق خط وامضاى خود ( إلى أن وفقني اللّه ولى الإعانة لانتهاز الفرصة وأنعم على باعطاء الرخصة عام تسع وتسعين ثاني الف الهجرة أيام إقامتي بأصبهان المحروسة ) ونزد ملا محسن فيض تحصيل كرده ودانش آموخته است ونيز از محضر فياض ملا عبد الرزاق لاهيجى معروف كسب فيض واز دانشمندان بنام وصاحب مقام واحترام گرديده وبه دربار شاه عباس دوم بار مىبافته مرحوم أفندي در رياض العلماء آورده است كه هرچند مردم قم أو را حكيم كوچك مىگفتند ولى در أصفهان ودربار شاه عباس ثاني مقامي سامى داشت ومردى بزرگ بود برادر أو نيز فردى دانشمند ومشهور بود پزشكى بزرگ وحكيمى بزرگوار أو نيز از شاگردان ملا رجبعلى تبريزى معروف است . نامش محمد حسين واين حكيم تفسيري فارسي بر قرآن مجيد نوشته است اين دو برادر وآن أستاذ به تصوف وعرفان ايمان داشتند وبه فلسفه وحكمت عشق مىورزيدند ودر باب وجود قائل باشتراك لفظي بودند يكى از مباحث مهمه فلسفه الهى باب معاني أسماء اللّه است كه مورد بحث شديد ومعركه آراست در باب معرفت آنچه ميان أصحاب حكمت وأرباب فلسفه معروف است اشتراك معنوي است قاضى سعيد در نفحات إلهية قائل به اصالت مهيت است وجود را أصيل نمىداند
--> مرحوم أبو عبد اللّه زنجانى در كتابي كه بنام فيلسوف الكبير نوشته از گفته هوار آورده است كه قاضى سعيد شاگرد صدر المتألهين است بىشك اشتباه وغلط است زيرا صدر المتألهين در نيمه دوم قرن دهم متولد شده وموقع ولادت مؤلف كه در نيمه قرن يازدهم بدنيا آمده در دنيا نبود درك زندگانى اين در موقعى بود كه صدر المتألهين بترك حيات جهانى گفته وبعالم بقا رفته بود وچنانكه گفتيم نزد شاگردان صدر المتألهين تلمذ كرده است . زيرا فيض وفياض وملا رجبعلى تبريزى أساتذة قاضى وتلامذه صدر المتألهين شيرازي هستند نگفته نگذاريم كه برخى رحلت فياض را در 1051 نوشتهاند با اين حال چگونه أو را أستاذ قاضى سعيد مىتوان دانست ؟ !